محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6209

تاريخ الطبرى ( فارسي )

مدتى در آنجا ببودند ، آنگاه بالفردل به مظفر دستور داد كه برود و خبر تركان را بداند تا در بارهء آنها مطابق راى خويش تدبير كند ، اما مظفر از اين كار امتناع كرد و گفت كه امير در بارهء آنچه او مىخواهد دستورى به وى نداده . هر كدامشان نامه اى نوشتند و از يار خويش شكايت آوردند . مظفر نامه نوشت و خواست كه از اقامت كناسه معاف شود ، مىگفت كه اهل پيكار نيست كه معاف شد و دستور يافت برود و در خانه بماند و كار آن سپاه را به همه سپاهيان موقت [ 1 ] و دائم كه در آن بود به بالفردل سپردند ، سپاهيان مظفر را نيز به دو پيوستند و آن ناحيه خاص وى شد . در ماه رمضان اين سال ، هشام بن ابى دلف و علوى كه در نينوى قيام كرده بود تلاقى كردند . يكى از مردم بنى اسد نيز با علوى بود ، پيكار كردند و چنان كه گويند از ياران علوى نزديك چهل كس كشته شد ، آنگاه از همديگر جدا شدند . علوى وارد كوفه شد و از مردم آنجا براى معتز بيعت گرفت و هشام بن ابى دلف وارد بغداد شد . در ماه رمضان همين سال ميان ابو الساج و تركان نبردى بود به ناحيه جرجرايا كه در آن ابو الساج تركان را هزيمت كرد و گروه بسيارى از آنها را بكشت و گروه ديگرشان را اسير كرد . يك روز مانده از ماه رمضان همين سال بالفردل كشته شد ، سبب كشته شدن وى آن بود كه وقتى ابو نصر پسر بغا بر انبار و نزديكيهاى آن تسلط يافت و سپاهيان ابن طاهر را از آن ناحيه هزيمت كرد و از آنجا برون كرد سوار و پيادهء خويش را به اطراف بغداد فرستاد ، از سمت غربى ، و سوى قصر ابن هبيره رفت كه نجوبه بن قيس از جانب ابن طاهر آنجا بود . نجوبه بى آنكه نبردى ميان وى و ابو نصر باشد از آنجا گريخت . پس از آن ابو نصر سوى نهر صرصر رفت ، ، خبر وى به ابن طاهر رسيد با

--> [ 1 ] كلمهء متن : نائبه .